مختصات اعتیاد به مواد مخدر و محرک، در سال ۱۳۹۷ نگران کننده تر می شود. این هشداری است که فرید براتی سده معاون پیشگیری و درمان اعتیاد و دبیر کمیته پیشگیری و کنترل ایدز سازمان بهزیستی در گفتگو با ما مطرح می کند: هشداری که در صورت تحقق، نقطه مقابل تاکید دو ساله رهبری برای کاهش اعتیاد و همچنین چشم انداز برنامه ششم توسعه برای کاهش ۲۵ درصدی اعتیاد تا سال ۱۴۰۰ است.

 

 

 

بازگشت دوباره

 

 

 

 

بنا بر هشدارهای براتی سده سال ۱۳۹۶ و پس از آن، شاهد وجود دوباره معتادان به شیشه خواهیم بود. سوءمصرف داروهای روانگردان و اعتیادآور رو به افزایش می رود و مصرف مواد محرک و توهم زا هم رشد صعودی خواهد داشت.

 

افزایش شیوع مصرف محرک ها و مخدرها در جامعه ای که به زعم این مدیر با سابقه در حوزه رصد وضعیت سلامت روانی و آسیب های اجتماعی دچار تلاطم سیاسی، اجتماعی و اقتصادی است، اگر به درستی مدیریت نشده و به موقع مورد توجه متولیان برنامه ریزی های مرتبط با کاهش آسیب های ناشی از اعتیاد قرار نگیرد، بدون تردید افزایش آسیب های اجتماعی زیرمجموعه اعتیاد را به دنبال خواهد داشت؛

 

«شیشه» بر می گردد

 

 

اتفاقی که امروز هم با وجود افت دو ساله مصرف روانگردان ها، شاهد آن هستیم. اگرچه به دنبال تاکید رهبری برای کاهش آسیب های اجتماعی، برنامه ریزی های کلان در جهت کاهش آمار طلاق، مفاسد اجتماعی، بزهکاری و بیکاری آغاز شده اما زیر پوست شهرها و روستاها و در نقطه کوری که از دید مسئولان صندلی نشین واقع است، افزایش سرقت های معیشتی، افزایش طلاق عاطفی، افزایش کودک آزاری و همسر آزاری در خانواده معتادان، افزایش بیکاری به دلیل ناتوانی ناشی از رشد مصرف مواد مخدر یا محرک،

افزایش فقر به دلیل از دست دادن منبع معاش، افزایش حاشیه نشینی به دلیل کاهش سطح درآمد خانواده معتادان، افزایش فساد اخلاقی و اجتماعی در کانون های بسته و پنهان و در محیط خانواده و … امروز که براتی سده اعلام می کند بر اساس نتایج آخرین پیمایش ملی خانوار، مصرف شیشه در جمعیت دو میلیون و ۸۰۸ هزار نفری معتادان به رتبه پنجم رسیده و دچار کاهش اقبال شده، با چنین شرایطی در سطح جامعه مواجهیم. اما سال آینده و ماه های بعدتر از آن که شیشه، باز هم در محافل مصرف کنندگان دایمی، جایگاه خود را تثبیت خواهد کرد، باید انتظار چه آمار و ارقامی را داشته باشیم؟

سال ۹۲ به استناد نتایج یک آینده پژوهی، پیش بینی گردید که تا سال ۹۵ و ۹۶ مصرف شیشه به ثبات می رسد و شاهد بازگشت دوباره هروئین خواهیم بود. مبنای این پیش بینی چه بود؟
– مبنای آن یک بررسی علمی بود که در آن زمان با توجه به فرمول های ریاضی، علاوه بر این پیش بینی، درصد مصرف کنندگان را هم برآورد کرده بود. روش های مختلفی برای برآورد شیوع اعتیاد وجود دارد و در آینده پژوهی، شیوع و تعداد مصرف کنندگان برای سال ۹۵ حدود ۵ میلیون نفر برآورد شد و بر اساس آخرین پیمایش ملی خانوار که سال ۹۵ انجام شد هم، ۴ میلیون و ۴۰۰ هزار نفر در کشور مصرف کننده مواد مخدر یا محرک هستند که حداقل در مورد یک استان، داده های پیمایش اخیر محل تردید جدی است که اگر آن را هم واقعی تر در نظر بگیریم به همان عدد آینده پژوهی می رسیم. در نتایج آینده پژوهی، گفته می شد که اعتیاد در کشور ما تا سال ۹۵ و ۹۶ به شدت رشد می کند

اما در سال ۹۶ به وضعیت ثابت می رسد. افزایش مصرف شیشه تا سال ۹۶ و ثبات مصرف هم از نتایج همین تحقیق بود. البته در کنار این برآورد نسبتا دقیق باید در نظر داشت که مصرف مواد در کشور ما تابعی از شرایط منطقه هم هست. کافی است شرایط کشور افغانستان و حجم تولید تریاک و فعالیت آزمایشگاه های تولید هرویین را در گزارش های سازمان ملل ببینیم و مجاب شویم که این تولید به سمت ایران سرازیر می شود.

 

بنابراین، اگر امروز می بینید که مصرف هروئین در ایران افزایش پیدا کرده، ناشی از افزایش واردات افغانستان به ایران است. گزارش نیروی انتظامی هم تایید می کند که در ۶ ماه اول امسال، چند برابر ۶ ماه مشابه سال قبل کشفیات مخدرها افزایش داشته است.

یعنی در سال هایی که مصرف هرویین در ایران کم بود و مصرف شیشه افزایش داشت، شبکه قاچاق افغانستان در حال آماده سازی دپوی هرویین برای ترانزیت بود؟
– گزارش ها تایید می کند که امروز حجم بالایی از هرویین تولید شده در آزمایشگاه های افغانستان آماده ترانزیت است و بخشه قابل توجهی از این تولیدات هم به سمت ایران سرازیر خواهد شد. با تحلیل بازار عرضه و تقاضا امروز هم به خوبی مشخص است که ما در آینده با چه شرایطی مواجه می شویم. مسئولان ما با مطالعه گزارش های بین المللی و محاسبه ارقام به آسانی می توانند آینده اعتیاد در ایران را تشریح کنند.

افت و خیز قیمت شیشه و هرویین را هم به نتایج این آینده پژوهی ربط می دهید؟
– در پیمایش کشوری سال ۹۵، مصرف شیشه در جمعیت دو میلیون و ۸۰۸ هزار نفری معتادان به رتبه پنجم رسیده اما در جمعیت مصرف کنندگان تفننی کشور، مصرف شیشه هنوز رتبه دوم را دارد. این ادعا مطرح است که اقدامات پیشگیرانه و از جمله راه اندازی کمپین پیشگیری از مصرف شیشه در ۱۰ استان کشور و اقدامات مقابله ای ناجا برای شناسایی آشپزخانه های تولید شیشه و همچنین محدود کردن واردات پیش ساز تولید شیشه، منجر به کاهش مصرف شیشه در جمعیت معتادان شده که البته هنوز گزارش هایی از تلاش برای قاچاق پیش سازها به داخل کشور وجود دارد.

چندی قبل در گفتگویی که با مدیرکل بین الملل ستاد مبارزه با مواد مخدر داشتم، ایشان خبر داد که بر اساس گزارش اخیر پلیس، شیشه، پشت مرز ایران و افغانستان در حال تولید است و محموله هایی از شیشه ساخت افغانستان هم کشف شده است. یعنی اگر واردات پیش سازها هم کنترل شده باشد، آشپزخانه های شیشه پشت دیوارهای مرز ایران و افغانستان فعال شده است.
– توجه داشته باشید که رتبه مصرف شیشه، صرفا در جمعیت معتادان تنزل داشته اما مصرف شیشه در جمعیت عمومی تر مصرف کنندگان، همچنان بالاست.

 

گزارش های خط ملی اعتیاد هم به ما می گوید که شیشه، علت اصلی تماس با خط ملی اعتیاد است و ما چنین شرایطی را در ابتدای دهه ۹۰ هم شاهد بودیم. اگر فرض را بر تاثیرگذاری مثبت اقدامات پیشگیرانه بگذاریم، این تاثیر، صرفا در جمعیت معتادان اتفاق افتاده اما اقدامات ما در مصرف کنندگان تفننی، تاثیر قابل توجهی نداشته در حالی که این گروه باید هدف اصلی ما می بود.

من در پاتوق ها شاهد هستم که قیمت شیشه به دلیل مقابله با واردات قاچاق سودوافدرین – پیش ساز شیشه – آنقدر بالا رفته که باعث تغییر الگوی مصرف کارتن خواب ها شده و استقبال دوباره از هروئین در پاتوق های مصرف هم – صرفا به دلیل ارزانی قیمت در مقایسه با شیشه بود. مصرف کنندگان تفننی که آنها را با عنوان معتادان یقه سفید می شناسیم؛ مصرف کنندگانی که هنوز به وابستگی دایم نرسیده اند و هنوز شغل و درآمد ثابت دارند و هنوز از خانه خارج نشده اند، آن قشری هستند که هنوز توان خرید شیشه را دارند.

 

فکر می کنید به همین دلیل مصرف شیشه در جمعیت مصرف کنندگان رتبه دوم را دارد؟
– ممکن است بخشی از مصرف کنندگان شیشه، معتادان یقه سفید باشند و دلیل همین موردی باشند که اشاره کردید. علاوه بر آن که با افزایش مصرف سایر مواد محرک هم مواجهیم، برای نمونه شیوع مصرف «بونزای» در ترکیه، بحرانی شده و غیرممکن است که ما از شیوع مصرف روانگردان های جدید در امان بمانیم. سال ۹۲ که مدیر درمان ستاد مبارزه با مواد مخدر بودم، گزارشی خطاب به مسئولان نوشتم و هشدار دادم که مقدار اندکی بونزای با قیمت ۲۰۰ هزار تومان در یکی از مراکز تجاری شمال تهران خرید و فروش می شود که البته هشدار من را تکذیب کردند.
«شیشه» بر می گردد

 

نگران نیستید که مصرف کننده تفننی هنوز مرفه و هنوز شاغل، با شیشه وارد چرخه اعتیاد شود؟
– حتی اگر با شیشه وارد نشده باشد، با محرک ها وارد می شود.

و این اتفاق، نگران کننده است؟
– بله، افزایش ناگهانی مصرف گل و مشتقات حشیش نگران کننده است، افزایش کاشت خانگی گیاهان محرک و توهم زا هم نگران کننده است.

قرار است تا پایان برنامه ششم، نرخ بروز و شیوع اعتیاد ۲۵ درصد کاهش یابد. تا سال ۱۴۰۰، شرایط مصرف و شیوع و بروز اعتیاد را در ایران چگونه تحلیل می کنید؟
– برای کاهش ۲۵ درصدی، تلاش زیادی لازم است. بدبین نیستم اما خوش بین هم نیستم که بتوانیم به این میزان کاهش برسیم. چون مصرف روانگردان های جدید رو به افزایش است و البته هدفگذاری برنامه ششم هم چندان کارشناسانه نبوده و عدد در آن حد سنگین است که تقریبا ناشدنی است.

بنا بر نتایج پیمایش کشوری سال ۹۵، نرخ شیوع اعتیاد ۵٫۳ درصد است. معاون کاهش تقاضای ستاد مبارزه با مواد مخدر، چندی قبل در شبکه خبر اعلام کرد که سالانه حدود ۵۰ الی ۱۰۰ هزار نفر به جمع مصرف کنندگان مخدرها و منحرک ها اضافه می شوند و قطعا اقدامات پیشگیرانه، این تاثیر را داشته که ورود سالانه ۱۶۰ هزار نفر به دایره اعتیاد کاهش ۴۰ الی ۶۰ درصدی داشته باشد.

 

اما رسیدن به کاهش ۲۵ درصدی اعتیاد به این معناست که نرخ شیوع به حدود ۲ درصد و ورود سالانه هم به کمتر از ۶۰ هزار نفر کاهش یابد. شما این کاهش را ممکن می بینید؟
– خیر، اگر شرایط اقتصادی و اجتماعی به همین شکل باشد، شاهد ورود مواد جدید از نوع محرک ها و مخدرها به بازار مصرف خواهیم بود. برای کاهش آمار اعتیاد، نمی توانیم فقط اعتیاد را ببینیم و باقی آسیب ها را نبینیم. برای کاهش آمار اعتیاد، باید نرخ خودکشی و حتی شیوع خشونت را هم ببینیم.

 

وقتی آمار این آسیب ها را در کنار مشکلات خانواده و شرایط جامعه به عنوان عوامل کلان تاثیرگذار بر تداوم مصرف و بروز موارد جدید قرار می دهیم، دستیابی به کاهش مورد نظر در بروز و شیوع اعتیاد در کشور دشوار می شود، به خصوص که اقدامات پیشگیرانه مان در بسیاری موارد محل تأمل است.

بودجه پیشگیری از اعتیاد سازمان بهزیستی چقدر است؟
– حدود ۵ میلیارد تومان.

و سرانه پیشگیری برای جمعیت در معرض خطر چه رقمی است؟
– اگر جمعیت هدف را ۴۰ میلیون نفر فرض کنیم و سرانه آموزش این جمعیت، حداقل ۳ هزار تومان باشد، ۱۲۰ میلیارد تومان اعتبار می خواهیم که نداریم. اعتبارات پیشگیری در کل کشور بسیار اندک است. نه فقط در مورد اعتیاد، برای سایر آسیب های اجتماعی هم اعتبارات پیشگیری اندک است چون پیشگیری، در بودجه ریزی جایی ندارد. حتی در سازمان بهزیستی هم که متولی اصلی پیشگیری از آسیب های اجتماعی است، اعتبارات پیشگیری در مقایسه با سایر اعتبارات بسیار قلیل است.

و شما سهم پیشگیری را در دستیابی به کاهش ۲۵ درصدی اعتیاد تا چه حد موثر می بینید؟
باید بر جمعیتی که هنوز وارد دایره مصرف و اعتیاد نشده، متمرکز شویم. باید برای معتاد نگران باشیم اما اولویت افرادی هستند که هنوز وارد عرصه مصرف نشده اند و باید برای آنان برنامه ریزی کنیم. اخیرا تحقیقی در ۲۱ شهر کشور و بر ۹۰۰ زن تن فروش انجام دادیم.

 

نتایج این تحقیق نشان می دهد که حدود ۴۰ درصد این زنان به مراکز گذری کاهش آسیب اعتیاد DIC مراجعه کرده و حدود ۱۶ درصدشان از سرپناه های شبانه ما استفاده می کنند. این نتایج ضرورت افزایش فعالیت های کاهش آسیب و اقدام های پیشگیرانه برای این عده را موکد می کند در حالی که متاسفانه وقتی نهادهای موظف می خواهند برای کاهش آسیب زنان تن فروش، بودجه ای به بهزیستی بدهند،

به دفتر پیشگیری و درمان اعتیاد نمی دهند بلکه به دفاتر حمایتی می دهند که مثلا، این زنان با این اعتبارات تحت حمایت قرار گرفته و از تن فروشی دست بردارند. کدام حمایت؟ ۳۲ درصد این زنان در همین تحقیق اعلام کردند که ماهانه، یک الی ۵ میلیون تومان از تن فروشی درآمد دارند. چنین زنی هیچ گاه حاضر نمی شود با مستمری های ناچیز بهزیستی و کمیته امداد زندگی کند.

 

من نامه ای خطاب به مسئولان نوشتم و نسبت به ضرورت کاهش آسیب برای زنان تن فروش تاکید کردم. به چه دلیل؟ چون این زنان گفتند به طور میانگین سه روز در هفته کار می کنند و هر روز، حداقل سه مشتری دارند. اگر یکی از این زنان ایدز داشته باشد چه خواهد شد؟

این یک نفر، هر هفته ۹ نفر را آلوده خواهد کرد.
– به همین دلیل باید برویم به سمت کاهش آسیب چون کاهش آسیب هم یک اقدام پیشگیرانه است. در شرایط امروز، اولویت، دیدن واقعیت هاست. چند روز قبل که قم بودم، به روحانی بزرگواری گفتم شما به من بگو، در سیره کدام یک از ائمه ما آمده که ایشان با یک زن تن فروش برخورد سلبی و حذفی داشته. پیشگیری صرفا به این معنا نیست که مضرات مواد مخدر را بگوییم.

موافقید که مصرف مواد مخدر و محرک کم خطر مجاز شمرده شود؟

– چه اجازه ای؟ من با توزیع تریاک رقیق شده موافق نیستم چون توزیع این ماده مخدر، دردسرساز خواهد شد اما با این نحوه مبارزه با گل که شباهت کامل به مبارزه با آشپزخانه های شیشه دارد هم موافق نیستم چون گرایش به مصرف گل در مقایسه با شیوع مصرف شیشه، اتفاق خوبی است. انتخاب بین بد و بدتر است.

«شیشه» بر می گردد

ماده مخدر گل

البته مصرف کننده دایمی شیشه، سراغ گل نمی رود. مصرف کننده تزریقی هرویین هم به گل می خندد.

– بله و باید کاری کنیم که مصرف کننده شیشه یا هرویین هم سراغ گل برود و پیشگیری، این است که اقداماتی انجام دهیم که مصرف کننده تفننی هم روی گل بماند. یادتان هست که سال ۹۲ در مصاحبه ام به شما گفتم کاش الان تریاک بود.

سال ۱۳۹۰ پیمایش ملی اعتیاد به عددی از تعداد معتادان رسید که البته به دستور رئیس جمهوری وقت که رئیس ستاد مبارزه با مواد مخدر بود، عددی کمتر از واقعیت اعلام شد چنان که نرخ شیوع اعتیاد در کشو ر۲٫۶۵ درصد و تعداد معتادان، یک میلیون و ۳۲۵ هزار نفر اعلام شد. اعلام این ارقام در حالی که همان زمان هم تعداد معتادان بیش از دو میلیون نفر بود، چه آسیبی به برنامه های درمان اعتیاد و حمایت از معتادان وارد کرد؟

– اعلام عدد غیر واقعی، به برنامه های درمان و کاهش آسیب ضرر نزد چون ما هنوز نتوانسته ایم همان یک میلیون و ۳۲۵ هزار نفر را تحت پوشش خدمات ببریم اما در نگرش سیاستگذاران و متولیان برنامه ریزی های کلان تر، تاثیر منفی داشت. قطعا عدد دو میلیون و ۸۰۸ هزار نفر با عدد یک میلیون و ۳۲۵ هزار نفر تفاوت بسیار دارد. عدد یک میلیون و ۳۲۵ هزار معتاد در نگاه یک سیاستگذار، عدد بالایی نیست چون با خودش فکر می کند در کنار این تعداد معتاد، یک میلیون نفر هم دچار بیماری قلبی هستند

و ۵ میلیون نفر هم گرفتار دیابت هستند اما اگر بشنود دو میلیون و ۸۰۸ هزار معتاد در کشور داریم، عمق بحران را درک می کند. اعلام عدد یک میلیون و ۳۲۵ هزار معتاد باعث شد حمایت و درمان و پیشگیری از اعتیاد، در سیاستگذاری ها و تخصیص منابع، چندان مورد التفات نباشد. البته متولیان رصد اعتیاد، عدد واقعی را می دانستند و به خاطر دارم که وقتی در جلسات، نرخ شیوع ۲٫۶ درصد و عدد یک میلیون و ۳۲۵ هزار نفر معتاد را می گفتند ما زیر لب، تمسخر می کردیم. توجیه این بود که مردم نگران نشوند و سیاه نمایی نشود.

شما از رقم واقعی مطلع بودید؟
– من آن زمان مسئولیتی در حوزه اعتیاد نداشتم اما از طریق نتایج چند تحقیق کشوری از اعداد واقعی باخبر بودم، از جمله پیمایش ملی سلامت روان، تحقیقی برای بررسی جمعیت های پنهان که تعداد معتادان کشور را حدود ۳ میلیون نفر اعلام کرده بود و همچنین تحقیق محرمانه ای که توسط ستاد مبارزه با مواد مخدر انجام شد و اعداد آنقدر بالا بود که هیچگاه اعلام نشد.

نباید نسبت به اعلام عدد غیر واقعی اعتراضی می شد؟
– باید اعتراض می شد اما گاهی اوقات دست مان بسته است و مجبوریم سکوت کنیم. همین امروز، تحقیق تقریبی از تعداد زنان تن فروش تهران و ویژگی های آنها از نظر تأهل و تجرد و سایر شرایط دارم اما به من دستور می دهند که این آمار اعلام نشود و من مجبورم بگویم چشم.

چون در غیر این صورت از مسئولیتی که دارید برکنار می شوید؟
– به دلیل مسئولیت و سمت نیست. کسی که به من می گوید عدد را اعلام نکن، ملاحظاتی را برای کشور در نظر می گیرد. به چه چیز اعتراض می کردیم؟ به چه کسی اعتراض می کردیم؟ به هر که می گفتیم می گفت تحقیق جدید انجام دهید تا خلاف این عدد ثابت شود چون نتایج تحقیق را پنهان کرده بودند.

در پیمایش ملی سال ۹۵ ما با عدد ۴ میلیون و ۴۰۰ هزار نفر مصرف کننده تفننی دایمی تر مواد مخدر یا محرک مواجهیم که دو میلیون و ۸۰۸ هزار نفر معتادان حرفه ای هم در این عدد نهفته است. آیا می توانیم ۴ میلیون و ۴۰۰ هزار نفر را که معادل نیم درصد جمعیت کشور هستند، به عنوان نرخ بروز اعتیاد تلقی کنیم؟

– عدد ۴ میلیون و ۴۰۰ هزار نفر، نرخ شیوع اعتیاد است چنانکه بر مبنای همین عدد، اعلام شد که نرخ شیوع اعتیاد در ایران ۵٫۳ درصد است. مطالعات شیوع شناسی هم معمولا شیوع را مورد سنجش قرار می دهد. اگرچه ستاد مبارزه با مواد مخدر در سال های گذشته، نرخ بروز اعتیاد در کشور را حدود ۲٫۷ الی ۳ درصد برآورد کرده اما مطالعه دقیقی در این باره نداریم.

و این ایراد نیست؟
– حتما ایراد است. اگر نرخ بروز را ندانیم، نمی توانیم برنامه های پیشگیری مان را به درستی ارزشیابی کنیم.

برای ۴ میلیون و ۴۰۰ هزار مصرف کننده تفننی، چه عنوانی باید انتخاب کنیم؟
– در این باره بحث داریم که آیا این عدد، نرخ شیوع طول عمر و به معنای حداقل یک بار مصرف مواد مخدر یا محرک در طول سال های زندگی است که در این صورت، می توان گفت ۴ میلیون و ۴۰۰ هزار نفر در کشور ما، حداقل یک بار مصرف یک نوع مواد مخدر یا محرک داشته اند. اما یادمان باشد ۲ میلیون و ۸۰۸ هزار نفر از جمعیت کشور، به معنای دقیق کلمه مصرف کننده مستمر هستند، یعنی معتادند.

در مورد زنان معتاد، چه نگرانی متفاوتی دارید؟ زنان معتاد چه متاهل و چه طرد شده و چه مجرد و چه حتی رسوبی در پاتوق، معمولا صاحب پیدا می کنند که ممکن است هم خرج یا همسر یا دوستشان باشد.
– متاسفانه خانواده بلافاصله زنان مصرف کننده را طرد می کند که شاید به دلیل فرهنگ سنتی خانواده است یا فکر می کنند اعتیاد زن در مقایسه با اعتیاد مرد، قباحت بیشتری دارد. البته معمولا پیرامون این زنان یک شبکه حمایتی خارج از خانواده شکل می گیرد و حامیان این زنان هم معمولا به دنبال نفع شخصی هستند.

 

نفع شخصی می تواند شامل اجبار زن به تن فروشی و بهره مندی از درآمد تن فروشی زن یا اجبار زن به خرید و فروش مواد مخدر باشد اما در مجموع زنان بی خانمان معمولا شب ها به ندرت در خیابان می مانند چون همین حامیان، اغلب سرپناهی برای مراجعه این زنان دارند و معتقدم به همین دلیل، تعداد زنان بی خانمان مصرف کننده مواد در ایران، بسیار کم و تقریبا نزدیک به صفر است.

 

«شیشه» بر می گردد

 

در سال های اخیر ما با پسربچه هایی مواجهیم که گرفتار اعتیاد شده اند اما از هر حمایتی محروم هستند چون برخلاف زنان، پسرها صاحب پیدا نمی کنند بلکه بیش از زنان مورد سوءاستفاده قرار می گیرند و حتی اگر به فکر درمان باشند هم، هیچ مرکزی این بچه ها را پذیرش نمی کند چون کمتر از ۱۸ سال دارند. در حالی که نتایج مطالعات کشوری نشان می دهد سن مصرف به خصوص در پسران پایین آمده. وضعیت پسربچه های معتاد را تا چه حد نگران کننده می بینید؟
– سن مصرف به طور کلی پایین آمده است، چه در مردان و چه در زنان اما در مردان مشهودتر است. تا چند سال قبل هم برای کودکان معتاد، هیچ حمایت و خدمتی نداشتیم چون فکر می کردیم کودک معتاد نداریم. سال ۹۱ که مرکز درمان کودکان را افتتاح می کردیم، یکی از مسئولان ستاد مبارزه با مواد مخدر، با رئیس وقت سازمان بهزیستی تماس گرفت و درخواست کرد افتتاح این مرکز رسانه ای نشود چون شبکه بی بی سی آن را پخش می کند و اینطور مطرح می شود که اعتیاد در ایران به گروه سنی کودکان رسیده و بازتاب این اخبار، بسیار بد است. امروز خوشبختانه لزوم ارائه خدمت به کودکان معتاد مورد توجه قرار گرفته و مسئولان وجود کودکان معتاد را پذیرفته اند

اما بسیار لازم است که به کودکان مصرف کننده دسترسی داشته باشیم. کودک مصرف کننده هم فقط داخل پاتوق ها نیست، بلکه ممکن است در خانواده باشد. مشکل ما دستگاه هایی هستند مثل وزارت آموزش و پرورش که حتما این کودکان را می شناسند اما تا پیش از این هیچ خبری نبود. در حالی که دستگاه بزرگی مثل آموزش و پرورش، حتما جمعیت مصرف کننده داشته است. اخیرا مسئولان وزارت آموزش و پرورش طی جلسات متعدد و مشترکی با سازمان بهزیستی و وزارت بهداشت، در حال برنامه ریزی برای نحوه خدمت رسانی به دانش آموزان مصرف کننده هستند و در واقع وجود این کودکان را پذیرفته اند، هر چند اعلام آشکار در این باره ندارند.

در چند استان هم مراکز درمان اقامتی دایر کردیم و البته نظر متخصصان این است که نیازی به مراکز اقامتی برای کودکان کمتر از ۱۸ سال نیست و در صورت نیاز به بستری های چند روزه مراکز درمانی دانشگاهی این کودکان را پذیرش می کند و پس از سم زدایی و ترخیص، یا تحول خانواده شده و تحت نظارت مددکاری پس از ترخیص خواهند بود که مجددا گرفتار اعتیاد نشوند و اگر بدسرپرست هستند و شرایط خانه و خانواده، کودک را در معرض سوءاستفاده جسمی، جنسی، بهره کشی و بیگاری و بازگشت دوباره به اعتیاد قرار می دهد یا حتی اگر کودک، بی سرپرست و رها شده است، معاونت اجتماعی بهزیستی، بعد از هماهنگی با دستگاه قضایی، این کودکان را به مراکز شبه خانواده منتقل کند.

معتادان بزرگسال پس از سم زدایی، مدتی را در محیطی دور از خانواده یا محیط آسیب زا سپری می کنند تا آسیب های روانی بر اثر اعتیاد بهبود یابد. آسیب روانی ناشی از اعتیاد، برای کودک به مراتب بیشتر و مخرب تر است. آیا موافقید که کودک بعد از سم زدایی بلافاصله وارد محیط عمومی خانواده و جامعه شود؟
– در مورد سم زدایی و مراحل اول بهبودی، بین متخصصان توافق داریم اما بعضا معتقدیم که کودک پیش از ورود به خانواده یا جذب در مراکز شبه خانواده، باید حداقل ۶ ماه دوره بازتوانی رفتاری و شخصیتی طی کند، اما چه مجوزی برای نگهداری این کودکان داریم؟

یعنی نیازمند حمایت سیستم قضایی هستید.
– حتما و حتی برای ارجاع کودکانی که در پاتوق ها هستند نیازمند حکم قاضی هستیم. چه نهادی باید این کودکان را به مراکز درمانی منتقل کند؟ اورژانس اجتماعی؟ نمی دانیم آیا بیمارستان ها می پذیرند که انجمن های غیردولتی این کودکان را منتقل کنند؟ حتما نیازمند هماهنگی با سازمان بیمه سلامت هستیم چون طی سال های گذشته برنامه این بود که اولویت بیمه درمان اعتیاد با کودکان و زنان مصرف کننده است.

 

از چند سال قبل در معاونت پیشگیری و درمان اعتیاد طرح آزمایشی با عنوان مراکز اقامتی درمان کودک و نوجوان اجرا شده که امروز دو مرکز در سیستان و بلوچستان، دو مرکز در خراسان شمالی، یک مرکز در البرز و یک مرکز در تهران تحت همین طرح فعال است و البته مراجعات ما در البرز و تهران زیاد نیست و در هر مرکز از این دو استان، حدود ۱۳ نفر مراجعه داشتیم اما مجموع کودکان در کل مراکز، عمدتا گروه سنی ۱۲ و ۱۳ سال هستند.

تعداد مراجعات کودکان در تهران و البرز کم بوده؟ شاید آمار درستی در اختیار شما قرار نگرفته یا گزارش ها دقیق نیست. تهران پایتخت مصرف ایران است و به گفته دبیر شورای عالی مبارزه با مواد مخدر استان تهران، شهر تهران بالاترین مصرف را در کل کشور دارد. استان البرز هم به دلیل نزدیکی به تهران و از نظر آمد و رفت مهاجران و معبر خروج فعالان قاچاق، شرایط مشابه استان تهران دارد.

 

با توجه به این که بیشترین تعداد کودکان کار و حتی بیشترین تعداد زنان و مردان بی خانمان صاحب فرزند را در این دو استان داریم، آمار غیر واقعی نیست؟
– بله و حتی پیمایش ملی خانوار هم از این بابت ایراد دارد که به نظر می رسد ناشی از روش تحقیق باشد چون در این پیمایش، حتی شیوه مصرف مواد مخدر و محرک در استان البرز، کمتر از یک درصد اعلام شده که با واقعیت ها همخوانی ندارد. ما می دانیم البرز چسبیده به تهران است و حتی در نقاطی از استان، میزان مصرف باید بیشتر از تهران باشد.

آشپزخانه های شیشه هم از البرز به تهران آمد و بعد از طرح ضربتی مقابله با آشپزخانه ها، مجدد در البرز فعال شدند.
– احتمالا اطلاعاتی که در اختیار ماست، دقیق نیست. شاید هم خانواده ها، اعتیاد فرزندشان را اعلام نمی کنند؛ خانواده هایی که مصرف کننده هستند و تمایلی برای درمان اعتیاد فرزندشان ندارند. وقتی برای بازدید مرکز دخترانه زاهدان رفته بودم، از یکی از دخترها پرسیدم نمی خواهی به خانه برگردی؟ گفت کدام خانه؟ من تا امروز معنی خانه را نمی دانستم. مسئولان مرکز برای من تعریف کردند که خانواده این دختر ۱۲ ساله، او را می فروخته چون پدر و مادر، مصرف کننده و ساکن پاتوق بوده اند و این دختر، منبع درآمد پدر و مادر بوده است.

اینجا ایرادی به متولیان رصد وضعیت اعتیاد وارد است. فرزند پدر و مادر معتاد، به شدت در معرض الگوبرداری از رفتار والدین است. یک زن جوان معتاد، حتما در اثر رابطه نامشروع باردار می شود و فرزند معتاد خواهد داشت. به یاد دارم وقتی در دولت دهم ستاد مبارزه با مواد مخدر برای اولین بار از اعتیاد حدود ۶ هزار دانش آموز در مقطع دبیرستان خبر داد، مسئولان وقت وزارت آموزش و پرورش این ارقام را انکار کردند.

 

انجمن های غیر دولتی، سال ۹۰ تحقیقاتی درباره اعتیاد کودکان کار و خیابان داشت اما دستگاه های دولتی، این تحقیقات را نادیده گرفتند و با این توجیه که اعلام این اعداد موجب تشویش اذهان عمومی می شود، واقعیتی را پنهان کردند که امروز تبدیل به فاجعه شده است. در مورد بزرگسالان هم با برخوردهای متناقضی مواجهیم.

 

نیروی انتظامی، پاتوق ها را متلاشی می کند که کارتن خواب ها از هر خدمتی محروم مانده و به تخریب هر چه بیشتر در اعتیاد گرفتار شوند. از آن طرف، طرح ضربتی اجرا می کنند که معتاد خیابان خواب را به ترک اجباری بفرستند. هم با تاخیر مواجهیم، هم با تناقض و هم با موضع گیری های مبهم.

 

این روش ها، آینده حمایت و پیشگیری و درمان اعتیاد را به کجا می رساند؟
– حتما تاثیرات منفی در درمان و کاهش آسیب دارد. همین اندازه می توانم پاسخ بدهم چون واقعا نمی توانم و نمی دانم این وضعیت به چه سمتی می رود؟ ایراد شما درست است. ما مدتی سرمان را زیر برف کردیم و امروز هم خیلی ها دوست ندارند به خیلی از نکات اعتراف کنند یا فکر می کنند فقط آنچه خودشان می گویند درست است و به ما می گویند شما زبان درازی می کنید. سال ها فریاد زدیم آنچه پاکسازی پاتوق ها نام گرفته، به جز پراکنده کردن معتادان پر خطر در سطح خیابان ها و دور کردن آنان از دریافت حداقلی از خدمات، هیچ نتیجه مشخصی ندارد. آنقدر به فریادهای ما توجه نشد تا این معتادان از خیابان ها و بزرگراه ها سر در آوردند و حالا به عنوان معتاد متجاهر قصد اصطلاح ساماندهی آنها را داریم.

ما در مورد زنان مانند مردان، با دو گروه مواجهیم؛ زنان بی خانمان و زنان یقه سفید؛ زنانی که مصرف کننده هستند اما به دلیل رفاه یا به دلیل حمایت خانواده و حتی اشتغال، هنوز به خیابان خوابی نرسیده اند. خطر اعتیاد را در هر یک از این دو گروه، چطور ارزیابی می کنید؟
– در همان تحقیق کشوری که امسال آغاز کرده ایم، نشان دادیم که زنان مراجعه کننده به مراکز گذری کاهش آسیب ما، اغلب برای تامین مواد مصرفی یا حتی مایحتاج روزانه شان، تن فروشی می کنند اما مهم این است که ما این زنان را می بینیم و به آنها دسترسی داریم و آموزش هایی دریافت می کنند و ما به آنها وسایل بهداشتی همچون کاندوم و سرنگ می دهیم و تست اچ آی وی ایدز از آنها می گیریم در حالی که زنان یقه سفید متاسفانه مراجعه ای به ما ندارند و دسترسی ما به آنها سخت تر است و معمولا هم از آموزشی برخوردار نیستند و بنابراین، انتقال آلودگی ایدز از طریق این زنان، بیشتر خواهد بود.

 

«شیشه» بر می گردد

 

 

یعنی این زنان نسبت به زنان تن فروش، خطر بالقوه ای هستند که شما را نگران می کند؟
– بله، زن تن فروش معتاد بی بضاعت مراجعه کننده به مراکز ما چهره و ظاهر بسیار آشکاری دارد و مشتری این زن هم می داند که این زن ممکن است آلوده باشد اما در مورد زنان معتاد یقه سفید معمولا چنین تصوری وجود ندارد.

مردان معتاد یقه سفید هم در مقایسه با یک معتاد کارتن خواب، خطر بالقوه هستند؟
– تردیدی نیست که تمام معتادان ممکن است گرفتار آلودگی های ویروسی شوند اما به نظر می رسد معتادان خیابان خواب، بیشتر مورد توجه هستند و بخش عظیمی از فکر متخصصان و برنامه نویسان را مشغول می کنند و این اتفاق خوبی است چون معتادان خیابان خواب، معمولا از کمترین امکانات برای رفع نیازهای اولیه خودشان هم محرومند.

 

سطح و عمق مشکل معتاد خیابان خواب بسیار بالاست اما توجه داشته باشیم که تعداد معتادان خیابان خواب، خیلی بالا نیست و مسئولان هم به هر دلیل ناچارند برای این گروه فکری کنند

اما برنامه ریزی ها باید جامع و برای تمام اقشار مصرف کننده باشد. تمرکز زیاد بر معتادان خیابان خواب ممکن است باعث غفلت ما از سایرین و از جمله معتادان یقه سفید شود. چنانکه امروز تمام تحقیقات می گویند فاصله اولین مصرف تا بی خانمان شدن معتادان در کشور ما هر روز در حال کاهش است. یک زمان، این فاصله حدود ۹ سال بود و امروز به ۵ سال رسیده است.

کاهش فاصله اولین مصرف تا خیابان خوابی، عمدتا ناشی از مصرف روان گردان هاست اما امروز که با بازگشت دوباره هروئین مواجهیم، باز هم شاهد این کاهش خواهیم بود؟
– این کاهش صرفا مربوط به نوع مصرف نیست، اگرچه نوع مصرف موثر است. یکی از مهم ترین دلایل، ضعف نظام خدمات حمایتی، رفاه اجتماعی و بهداشتی – درمانی جامع است. اگر نظام ارائه خدمت به یک مصرف کننده مواد محرک کامل باشد و مثلا وزارت بهداشت، اورژانس روانگردان ها را راه اندازی کند، خانواده این فرد می تواند از این اورژانس کمک بگیرد و به جای طرد و بیرون راندن او از خانه، او را به یک مرکز روانپزشکی منتقل کند.

 

وقتی چنین اورژانسی نداریم، خانواده دو یا سه بار رفتارهای پرخاشگرانه او را تحمل می کند و بار چهارم، از خانه طرد خواهد شد و کجا می رود؟
به خیابان و به خیابان خوابی عادت می کند چون با مشکلات ناشی از درگیری با خانواده هم مواجه نیست و موادش را به هر طریق تامین می کند و به تدریج، کارتن خوابی یک شیوه زندگی می شود چون نظام رفاهی ماد هیچ حمایتی برای این فرد در نظر نگرفته و بنابراین به وقت گرسنگی هم سر در سطل زباله می برد یا گدایی می کند و در نهایت، این روش زندگی را انتخاب می کند؛ انتخابی که ناشی از مصرف است.

مگر ۲۰ سال قبل کهت مصرف معتادان، کراک بود و مصرف هم تا این حد علنی نبود و این تعداد معتاد کارتن خواب نداشتیم چون کارتن خوابی جرم بود، نظام خدمات اجتماعی خوبی داشتیم که معتادان به خیابان کشیده نمی شدند؟
– خیر ولی آن زمان قدرت خرید خانواده ها بالاتر بود. تمام منابع علمی می گوید که وقتی شرایط اقتصادی خانواده ها تنزل می یابد و قدرت خرید مردم کم می شود، خانواده دارای بیمار روانی و از جمله مبتلا به اعتیاد، قادر به تامین نیازهای این بیمار روانی نیست و او را طرد و در خیابان رها می کند.

 

ضمن آن که فکر می کند یک سیستم دولتی، معتادان خیابان خواب را دستگیر و نگهداری خواهد کرد. چرا امروز تعداد معتاد خیابان خواب مان نسبت به چند سال قبل زیاد شده؟ چون خانواده هوشیار شده که اگر فرد معتاد را از خانه بیرون بیندازد، نظامی برای نگهداری او وجود دارد.

شاید هم آستانه تحمل خانواده پایین آمده.
– و آستانه تحمل شان هم به دلیل مشکلات اقتصادی و فشارهای روانی پایین آمده و این اتفاق ناشی از فقدان نظام حمایت روانی و اجتماعی است. البته از تاثیر نوع مواد مصرفی معتادان هم غافل نیستیم چون معتادان، امروز به چند مصرفی رسیده اند و ممکن است در اثنای مصرف همزمان مخدرها و محرک ها رفتاری داشته باشند که خانواده هر چه بیشتر به طرد کردن آنها از خانه وادار شود.

پیش بینی شما از الگوی مصرف در سال های آینده چیست؟
– متاسفانه با توجه به شرایط اخیر جامعه و البته بر اساس تجربه ای که از سال ۸۸ داریم، طی دو سال آینده با شروع دوباره مصرف محرک ها و بازگشت دوباره شیشه مواجه خواهیم شد همان طور که سال های ۸۹ و ۹۰ و بعد از وقایع ۸۸، اوج مصرف مواد محرک و شیشه بود.

 

نتایج تحقیق کشوری ما هم که فعلا در تهران در حال انجام است، هشدار می دهد که شیوع مصرف داروهای اعتیادآور بدون تجویز پزشک در جمعیت ۱۹ تا ۵۴ مسئله تهران ۳۳ درصد است و بازار رو به تزاید داروها و محرک های خفیف به ما می گوید که با شیوع مصرف داروها هم مواجه خواهیم بود.

 

پیش بینی دیگر این است که قصه متادون به عنوان داروی درمان اعتیاد در کشور ما رو به پایان است چون اغلب مراجعان مراکز اقامتی و کلینیک های ترک اعتیاد، به ما می گویند که مصرف کننده هرویین، تریاک و متادون هستند. در مجموع، آینده اعتیاد در کشور ما، شیوع مصرف محرک ها، داروها و روانگردان های جدید است.

یعنی شرایط سیاسی و اقتصادی و اجتماعی جامعه در الگوی مصرف تاثیر دارد؟
– صددرصد مصرف هروئین در ایران چه زمانی افزایش پیدا کرد؟ بعد از ۱۳۳۲٫ سال ۱۳۳۳ اولین مرگ ناشی از مصرف هروئین در ایران ثبت شد.

معتاد کارتن خواب که به رسانه دسترسی ندارد، چطور از تغییرات اجتماعی و سیاسی باخبر می شود که الگوی مصرفش را تغییر دهد؟
– جمعیت هدف ما صرفا کارتن خواب ها نیستند. ما با این رشد در جامعه عمومی و یقه سفیدها هم مواجه خواهیم شد. سال ۱۳۸۹ و ۱۳۹۰ هم اوج مصرف روانگردان ها در اقشار مرفه و خانه نشین اتفاق افتاد و در مرحله بعد به جنوب شهر و طبقه بی بضاعت رسید.

یعنی مافیا، ماده ای را که از دور خارج کرده بود، دوباره به بازار بر می گرداند؟
– مافیا به دنبال سود است و بازار تقاضا هم از شرایط جامعه تاثیر می گیرد و بسیار مهم است که درباره شرایط جامعه، خودمان را به ندانستن نزنیم.

با این پیش بینی، می توان گفت که الگوی مصرف در کشورهای با شرایط اقتصادی، سیاسی و اجتماعی ملتهب مثل حوزه خاورمیانه، از الگوی جهانی پیروی نمی کند، بلکه تابع تحرکات سیاسی و اجتماعی داخلی است؟
– به نظر همین طور است.

وضعیت اعتیاد تزریقی را چطور پیش بینی می کنید؟
– متاسفانه تزریق هم به یک الگوی مصرف تبدیل شده اما هنوز شیوع بالایی ندارد و مصرف کنندگان کم سن و سال، هنوز میل به مصرف تدخینی هروئین دارند اما قطعا مصرف تدخینی هروئین، پس از مدتی به سمت تزریق خواهد رفت و باید از همین امروز بر راه اندازی اتاق های امن مصرف تمرکز کنیم.

شیوع سوءمصرف الکل نگران کننده است؟
– سوءمصرف الکل به دو دلیل برای ما نگران کننده است؛ میزان مصرف و آلودگی الکل های مصرفی در ایران که می تواند مشکلات فراوانی ایجاد کند، در پیمایش کشوری سال ۹۵، ترتیب شیوع مصرف مواد اعتیادآور شامل الکل، قلیان، سیگار، مواد مخدر و روانگردان ها بوده است. در تحقیق کشوری هم که به صورت پایلوت آغاز کرده ایم، ۱۶٫۷ درصد جمعیت نمونه در تهران، مصرف الکل داشتند و میانگین سن مشروبات الکلی ۱۹ سال بوده است.

و یقه سفیدها، صف اول قربانیان اعتیاد هستند؟
– یادتان باشد که در کشور ما همیشه شروع مصرف مواد جدید از قشر مرفه شروع می شود. تجربه شیشه و گل و ماری جوانا و هروئین تابع همین الگو بوده و محافل مرفه و یقه سفیدهای پایتخت، اولین مصرف کنندگان هستند و سپس نوبت به اقشار فرودست و شهرستان ها می رسد.

آیا در شیوع شناسی هایی که تا به حال انجام شده، مشخص است که چه تعداد از مصرف کنندگان، یقه سفید و چه تعداد، در معرض طرد شدن هستند؟ مثلا از جمعیت دو میلیون و ۸۰۸ هزار معتاد کشور که نتیجه آخرین پیمایش ملی خانوار است، چه تعداد یقه سفید هستند؟
– چنین عددی نداریم اما شواهد می تواند نتایجی به ما بدهد. در پیمایش ملی خانوار، معتادان از نظر سطح درآمد طبقه بندی شده اند که به استناد نتایج این پیمایش، یک دهم درصد از معتادان، مدیر ارشد هستند، یک درصد متخصص حرف های، ۵ دهم درصد تاجر و بازرگان، ۹ درصد کارمند، ۷٫۱ درصد به مشاغل کارگری غیر خدماتی مشغولند. ۵٫۹ درصد کارگر ماهر و شاغل در بخش جنگلداری و شیلات، ۹٫۸ درصد بیکار و فاقد شغل، ۶٫۸ درصد کارگر ساده یا دستفروش، ۶٫۵ درصد دانشجو، ۶٫۴ درصد در حال تحصیل و ۳٫۲ درصد سرباز هستند، ضمن آن که ۵۶ درصد از زنان معتاد، شغل خود را خانه دار اعلام کرده اند. ما می دانیم که مراجعان مراکز اقامتی ما که خدمات ارزان تری هم دارند، اغلب از قشر بی بضاعت و ناتوان هستند.

تعرفه این مراکز بر اساس مصوبه هیات دولت، حدود ۶۱۱ هزار تومان است اما بسیاری از مراجعان، به خصوص در استان های غیر از تهران، قادر به پرداخت همین رقم هم نیستند و حداکثر توان شان، حدود ۴۰۰ هزار تومان بوده است. مسئولان این مراکز هم دستمزد از ما می خواهند که یارانه جبران هزینه بدهیم. چون با توجه به مطالبات بالایی که از خانواده های بدهکار دارند، قادر به تامین خدمات نیستند اما این جمعیت چه تعدادی هستند؟ در حال حاضر، حدود ۵۵ هزار نفر در مراکز اقامتی ما هستند که البته تعدادی از این جمع، معتادان خیابان خواب و بازداشتی های موضوع ماده ۱۶ (درمان اجباری) هستند که با حکم قاضی، داوطلب ترک اعتیاد بوده اند و بنابراین، به مراکز غیر اردوگاهی منتقل شده اند.

اگر فرض کنیم که هر مصرف کننده ۳ بار در سال، برای درمان اعتیاد اقدام کند، مجموع مراجعات ما به مراکز اقامتی، سالانه حدود ۵۰۰ هزار نفر است. اما در سوی مقابل، سالانه حدود ۷۰۰ هزار مراجعه به کلینیک های ترک اعتیاد داریم که ۵۵ الی ۶۰ درصد این مراجعان، قشر متوسط و مرفه هستند. آیین نامه حمایت از معتادان بی بضات که در جلسات اخیر ستاد مبارزه با مواد مخدر و با حضور رئیس جمهوری مصوب شد هم، اعلام می کند که حدود ۲۰ درصد معتادان و خانواده شان، بی بضاعت و زیر خط فقر و نیازمند خدمات حمایتی و درمانی ارزان هستند. با تجمیع این اعداد، می توانیم مصرف کنندگان متعلق به قشر متوسط و مرفه و بی بضاعت را مشخص کنیم.

من از نتایج این پیمایش، این هشدار را دریافت می کنم که فاصله تعداد مراجعان درمان با آمار معتادان حرفه ای در حال افزایش است. سال ۹۰ از جمع یک میلیون و ۳۲۵ هزار معتاد، حدود ۷۰۰ هزار نفر تحت درمان بودند و امروز تعداد معتادان به دو میلیون و ۸۰۸ هزار نفر رسیده اما تعداد افراد تحت درمان اجباری یا داوطلبانه، با تجمیع آمار مراجعات غیر تکراری، کمتر از نصف تعداد معتادان است. افزایش این فاصله برای سال های آینده نگران کننده نیست؟
– اگر این فاصله در حال افزایش است، شاید معتادان از درمان های ما سرخورده شده اند چون درمان موثر یا کاملی نبوده، چنانکه بسیاری از معتادان که سال های قبل از مراجعان مراکز درمان اعتیاد بودند، امروز به جای مراجعه به مراکز درمانی ما یا وزارت بهداشت، سراغ عطاری ها و بازار سیاه ناصرخسرو می روند چون خسته شده اند و به خوددرمانی پناه برده اند و این سرخوردگی، موید تاثیر منفی سختگیری های بی موردی است که افراد را از مراجعه به نظام درمانی فراری می دهد.

شاید هم افزایش این فاصله، نشان دهنده این باشد که به نظام درمانی اعتماد ندارند. نتایج مطالعه ای که اخیرا در تهران درباره اثربخشی درمان اجباری برای معتادان خیابان خواب انجام دادیم به ما نشان داد که حداکثر موفقیت درمان اجباری ۱٫۵ درصد بوده است. این عدد به این معناست که دستگیر معتادان خیابان خواب، هیچ نتیجه درمانی ندارد و تنها فایده طرح های جمع آوری به اصطلاح پاکسازی مقطعی کوچه و خیابان های شهر از وجود این معتادان است.

 

منبع: سالنامه اعتماد